بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 9
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
« و للحقيقة حرقة » براى حقيقت نيز سوزشى هست سوزاندن حقيقت از بقيه وجود و آثار است و اشاره به اقسام سهگانه سالك است قسم اول براى مبتدى كه با علم و عمل سلوك مىكند و قسم دوم كه عبارت وجد فرمود براى مجذوب و سالك متوسط و قسم سوم كه حقيقت تعبير كرد براى نهايت سلوك كه در اغلب عبارات كتاب اشاره به سه طايفه با حالات آنها نمودهاند . « فمن احرقه العلم وفى » كسى كه علم او را بسوزاند وفادار مىشود يعنى علم مبتدى چون جهل و غفلت را سوزاند كلى همت را موكول به عمل مىكند و عمل وفا است بر مقتضاى علم . « و من احرقه الوجد صفى » كسى را كه وجد بسوزاند صاف مىشود از كدورت علائق و خيالات و با دل صاف متوجه حق گردد و هم براى او صفا از كدورت معاصى و منافى نفس حاصل مىگردد . « و من احرقه الحقيقة طفى » يعنى آن را كه حقيقت بالمره بسوزاند از اسمم و رسم وفا و صفا و پندار و هستى ، خاموش مىگردد و آثار رسوم او محو مىشود كه از معانى « محو الموهوم و صحو المعلوم « 1 » » در حديث كميل بن زياد از مولا على ( ع ) و نتايج آن است . قوله « العلم نار اللّه » يعنى علم آتش حق است براى سوزاندن جهل و غفلت نفس يا از جهة مخالفت نار است كه سبب نار است براى مخالف و غير عامل به قرينه ما بعد كه فرمايد : « و الوجد نور اللّه » وجد نور الهى است براى روشن كردن دل از ظلمت نفس و پاك كردن كدورت خيالات نامعلوم و بىمعنى . « فمن خالف العلم احرقه النّار » يعنى هركس بعلم شرعى و اوامر و نواهى يا بعلم سلوك باطنى مخالفت نمايد و تارك گردد آتش حق مىسوزاند او را كه آتش نفس اماره باشد كه در آخرت به صورت نار جهنم است و كذا آتش بعد و دورى از حق و در دنيا هم گرفتار آتش شهوت و لذات دنياطلبى و غضب مىشود . « و من خالف الوجد غيّره النّور » يعنى كسى كه مخالفت با حالت وجد نمايد ، دوباره نور وجد او را تغيير مىدهد ، يعنى در وجد ، مخالفت اختيارى خود حال ، ممكن نيست ، مگر عمل به مقتضاى ضدّ آن حال ، از موانع دنيوى ولى تغيير بواسطهء ترقّى از حالى بسوى حالى ، يا بسوى مقامى از مقامات ، و حالات جذبه و سلوك ، حاصل مىگردد ، براى صاحبان حال ، و سالكان طريق معرفة
--> ( 1 ) اين حديث در اغلب كتب عرفا نقل شده كه على ( ع ) در جواب كميل بن زياد نخعى كه از معنى حقيقت پرسيد امام فرمود صحو المعلوم . . . يعنى شهود كامل و تمكّن در مقام جمع ، و فناء هستى پندارى و آثار بشريّت از عارف .